تبليغاتX
...روزگارم خلاف آرزوهایم گذشت

...روزگارم خلاف آرزوهایم گذشت

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست


+ نوشته شده در بیست و نهم اسفند 1385 | ساعت | توسط سوگند |


سال نو مبارك


+ نوشته شده در بیست و نهم اسفند 1385 | ساعت | توسط سوگند |



ادامه مطلـب

+ نوشته شده در بیست و ششم اسفند 1385 | ساعت | توسط سوگند |



+ نوشته شده در بیست و ششم اسفند 1385 | ساعت | توسط سوگند |


لحظات راگذراندیم تا به خوشی برسیم        اما دریغ خوشی همان لحظات بودکه گذشت


+ نوشته شده در بیست و ششم اسفند 1385 | ساعت | توسط سوگند |



+ نوشته شده در بیست و ششم اسفند 1385 | ساعت | توسط سوگند |


اگه دستم به جدايي برسه  اونواز خاطره هاخط ميزنم   ازدل تنگ تموم آدما  ازشب وروز خط ميزنم          اگه دستم برسه به آسمون  باستاره هاقيامت ميكنم   نميزارم كسي عاشق نباشه  ماه وبين همه قسمت ميكنم

+ نوشته شده در بیست و ششم اسفند 1385 | ساعت | توسط سوگند |


اگر ديدي گلي مي لرزد از اشک

بدان اندوهش از رنج جدايي است


+ نوشته شده در بیست و سوم اسفند 1385 | ساعت | توسط سوگند |


کوله بارسفرت رفت و نگاهم را برد

نه تو ديگر هستی نه نگاهی که در آن دلخوشی ام سبز شود

سايه می داند که به دنبال نگاهت همچون ابرسر گردانم

هيچ کس گمشده ام را نشناخت

تابش رايحه ای بی خبر آورد کسی در راه است

چشمی از درد دلم آگاه است

کاش هيچوقت عشقی متولد نمیشد

که روزی احساسی بميرد.


تابعد........

+ نوشته شده در بیست و دوم اسفند 1385 | ساعت | توسط سوگند |


 


+ نوشته شده در بیست و دوم اسفند 1385 | ساعت | توسط سوگند |