تبليغاتX
...روزگارم خلاف آرزوهایم گذشت

...روزگارم خلاف آرزوهایم گذشت

 چقدردوست داشتم

چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره . اري با تو هستم .. با تويي که از کنارم گذشتي... و حتي يک بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!


+ نوشته شده در بیست و چهارم تیر 1386 | ساعت | توسط سوگند |